برای آزمایش های استخدامی به آزمایشگاه رفته بودم. سهیلا هم برای آزمایش خون آمده بود و می گفت دریافت یک پروانه کسب مغازه چه الم شنگه ای دارد. آن روز او را با ماشین تا نزدیکی خانه شان رساندم. لبخندهای شیطانی اش دلم را لرزاند و اسیر هوا وهوس شدم. سهیلا می گفت مطلقه است و از من می خواست از نظر عاطفی بیشتر هوایش…
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
تاريخ: شنبه
29 خرداد
1395 ساعت: 1:53