روز نو :
به مغازه ام رفت وآمد می کرد و می گفت غریب است و کس وکاری ندارد. ارتباط ما از طریق فضای مجازی شروع شد. ادعا می کرد قرار است دویست سیصد میلیون تومان ارث به او برسد. وسوسه ام کرده بود و به طور پنهانی به عقد موقت هم درآمدیم.
دو ماه بعد از ازدواج مخفیانه مان، برای رهن خانه اش از من پول خواست. می گفت به محض آنکه پول ارثیه دستش برسد، دوبرابر این مبلغ را پرداخت می کند. به او گفتم فعلا پولی در بساط نیست و برآشفته شده بود و خط ونشان می کشید که اگر به خواسته اش عمل نکنم، آبرویم را می برد.
به هر بدبخت ...
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
تاريخ: دوشنبه
18 مرداد
1395 ساعت: 21:25